جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

603

تحفة الملوك ( فارسى )

چيز كه امر و حكم خداى او اقتضاى آن نمايد او را تابع مىباشد و با هيچ كس و به هيچ چيزى علاقه ندارد مگر به جهت اطاعت نمودن خداوند خود . ما در پياله عكس رخ يار ديده‌ايم * اى بىخبر ز لذت شرب مدام ما « 1 » و اما تعظيم برهان پس عبارت است از انقياد و تسليم نمودن مر دليل و سبيل وصول به حق يا دورى نمودن از باطل و تابع شدن مر نور او و عمل نمودن به مقتضاى او و تمسك زدن به بيان و انارهء آن ؛ چون‌كه معناى برهان حجت و بيان است و اصل او از برهونه است كه به معناى بيضا و روشنايى است . پس مراد آن است كه تابع نور عقل و ضياى شرع بشود و حق و حرمت عقل و شرع را نگاه دارد و استخفاف و مكابره و مخاصمه با نور عقل خود از جهت حميّت و عصبيت و محبت و عداوت و امثال اين‌ها ننمايد و نور عقل خود را به اغراض نفسانيه خاموش نسازد تا آن‌كه شعاع و نور آن را بيابد و به نور آن مهتدى بشود و حق و باطل امور را درك نمايد و از يكديگر تميز بدهد . و اين خصلت ايضا از اقوا و اعظم آثار و علامات نور عقل و ضياى سعادت است و كاشف از بىغرضى و بىمرضى و دور بودن از سجّين و بودن اين‌كس از عليّين مىباشد . و اما اجتناب از شيطان ، پس دورى نمودن از شيطان و فريب نخوردن افسانه و نيفتادن به قيد دام و حيلهء او است و مستعد شدن مر عداوت و محاربهء او و در حقيقت ، او را درست شناختن و دانستن آن‌كه هر فكرى و خيالى و نطقى و كلامى و اشاره‌اى و ارشادى كه مخالف حكمت و رضاى خداوند است ، پس آن را شيطان و وساوس آن است ، هرچند كه از ابناى جنس خود و خويش و اقرباء و قرناء و دوستان ظاهرى باشد ؛ چون‌كه همگى شياطين انس مىباشند كه اقرب آلتى و اعظم‌ترين وسايل و اسبابى است از براى اغوا نمودن شيطان مردمان را به سبب تجانس و تخالط صورى ظاهرى ، پس غير از خدا و غير از اهل خدا و اشخاصى كه سخن و ارادهء ايشان سخن و ارادهء خدا و دعوت ايشان به سوى خدا و مطلب ايشان خدا است ، ديگر تابع و

--> ( 1 ) . ديوان حافظ ، ص 9 ، غزل 11 .